Archive
 یک ایده‌ی دیگر باتوجه به اظهارات تازه آقای احمدی‌نژاد (برای فوتبال کشور)
Farhad jafari Official WebSite
 
 جمعه، ۱۴ اسفند ۱۳۸۸Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
پیروزی در بازی اخلاقی‌ست که پیروزی در هر بازی دیگر را تضمین می‌کند
● در سایت رجانیوز چنین خواندم: [حسین حاج فرج ‌الله دباغ، معروف به عبدالکریم سروش كه در محافل علمي به فيلسوف لمپن شهرت دارد...].بد نمی‌بینم که به این قبیل سایت‌های پرچمی طرفدار رئیس‌جمهور، این یادآوری را بکنم که: برادران ...
Farhad Jafari Official Website
 سه شنبه، ۱۱ اسفند ۱۳۸۸Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
«آقازاده» داریم تا «آقازاده»!
چندشب پیش، پای تلویزیون بودم و به‌طور اتفاقی، گفتگوی «محمدصادق مفتح» (معاون وزیر بازرگانی دولت‌‌های نهم و دهم) در مورد سیاست‌های راهبردی دولت در حوزه‌ی اقتصاد ملی را می‌دیدم. که از آن میزان روشن‌بینی و خوشفکری و ...
Farhad Jafari Official Website
 سه شنبه، ۱۱ اسفند ۱۳۸۸Farhad Jafari Official Website
Farhad Jafari Official Website
شما جاودانه‌اید عالی‌جناب!
برای چندروزی نخواهم بود. این است که هم یک یادداشت در مورد «جروم دیوید سالینجر» برای‌تان می‌گذارم و هم احتمالاً یک مطلب سیاسی که این چندروزه بی‌کار نباشید و حوصله‌تان در فضای مجازی سر نرود!مقدمتاً؛ این مطلبی‌ست در مورد ...
Farhad Jafari Official Website
 
1388/12/15
2010/03/06

در خبری خواندم که: [... احمدي‌نژاد با تشکر از خادمان عرصه ورزش، بر لزوم حمايت و پشتيباني از ورزشکاران تاکيد کرد و به سعيدلو معاون خود توصيه کرد همه‌ی ورزشکاران را در چتر حمايت خود قراردهند تا هرفردي فکر انديشه و ايده‌اي براي پيشرفت ورزش کشور دارد بتواند آن را دنبال کند].

● من البته ورزشکار نیستم اما از آنجاکه ورزشکاران را دوست دارم؛ این اظهارات رئیس‌جمهور صاحب‌رای (و قطعاً پرسپولیسی‌مان!) را که دیدم، بد ندیدم ایده‌ای را که همیشه درمورد تیم ملی فوتبال کشورمان در ذهن داشته‌‌ام مطرح کنم.

چه‌بسا مورد توجه ایشان یا مدیران ورزش کشور قرار گرفت و ای‌بساکه عملی شد و وضعیتِ فوتبال ملی کشورمان از این‌همه «فساد» و «لفت‌و‌لیس» و «باندبازی» و «حرف و حدیث» (که همه‌مان در باره‌ی ماهیتِ زشت و و مناسباتِ غیراخلاقی آن مطلع هستیم) خارج شود و به وضعیتِ باثبات و رو‌به رشدی برسد.

● نمی‌دانم یادتان هست که وقتی نزدیک به پانزده‌سال پیش، انگلیسی‌ها تصمیم گرفتند تغییری در روال‌کار «امتیازدهی به تیم‌ها در صورت برد و باخت یا مساوی» ایجاد کنند چه موج مخالفتی با ایده‌ی تازه‌ی آنها ایجاد شد یا نه. اما طولی نکشید که پس از انگلیسی‌ها، بسیاری از فدراسیون‌های فوتبال در خیلی از کشورهای دنیا، همین‌که آثار بسیار خوب این «اصلاح روال‌کار» و «هجومی‌تر شدن و تماشاگرپسندترشدنِ هرچه بیشتر فوتبال شبه‌جزیره» را دیدند؛ آنها نیز تصمیم به اجرای چنان روال‌کاری در کشور خود گرفتند. به این ترتیب که: برای مساوی «یک امتیاز» و برای برد «سه امتیاز» درنظر گرفتند (حال آنکه پیش از آن، برد فقط «دو امتیاز» و مساوی «یک امتیاز» داشت. درحقیقت؛ باخت کیفر جندانی نداشت).

ازاین جهت به این نکته اشاره می‌کنم که پیش از مطرح‌کردنِ ایده‌ام برای تیم ملی فوتبال کشورمان؛ می‌خواهم بپرسم: «چه کسی گفته است که ما باید منتظر بمانیم تا انگلیسی‌ها یا دیگران به‌جای ما فکر کنند و ایده‌های تازه‌ای برای فوتبال یا ورزش کشورشان طراحی و اجرا کنند تا بعد از آن، ما نیز جرآت و جسارت آن را پیدا کنیم که به اجرایی‌کردنِ آن فکر کنیم؟!». هرکس گفته؛ بی‌خود گفته، چرند گفته!

● با آنکه مقدمتاً باید چنین کنم؛ اما به فساد و باندبازی‌های پیرامون تیم ملی فوتبال کشورمان  (از انتخاب سرمربی گرفته تا مربیان و بازیکنان و مدیران و سرپرستان و خیلی امور دیگر که هرکدام منشاء فسادهای مالی و اخلاقی بسیارند) نمی‌پردازم. چون تقریباً همه‌ی ما نسبت به وجود، عوارض و پیامدهای آن آگاهیم و یادآوری آن، فقط موجب کدورت خاطر و سرافکندگی و خجالت‌‌مان می‌شود. از این جهت که تا این حد، از حیث تعهدمان به موازین اخلاقی، سقوط کرده‌ایم.

اما اجازه دهید این را متذکر شوم که: راه مبارزه با این فساد و باندبازی و دیگر عوارض آن، هرگز گرفتن و بستن و مجازات‌کردن و توبیخ کردن نیست. بلکه چنان انحراف‌های اخلاقی و مالی و فسادهایی، تا هروقت که «قوانین معین و متعین بر مناسبات تیم ملی فوتبال کشور»مان حکومت نکنند؛ ادامه خواهد داشت و هیچ مجازات و برکناری و توبیخی هم قادر به مقابله با آن نخواهد بود.

پس راهِ چاره در آن است که «قوانینی ثابت؛ لایتغیر به‌نحو کلی اما قابل اصلاح در جزئیات به مرور زمان؛ روشن و غیرقابل تفسیر» وضع کنیم.

● خلاصه‌ی این ایده این است: [«تیم ملی فوتبال» کشور؛ می‌باید همان «تیم قهرمان لیگ برتر آن کشور در آخرین سال» باشد. هم‌چنان‌که «سرمربی تیم ملی فوتبال کشور» و نیز «مدیر و سرپرست تیم ملی» می‌باید همان «سرمربی، و مدیر و سرپرست تیم قهرمان لیگ برتر در آخرین سال» باشند].

با درنظرداشتِ این شرایط که:
1) سرمربی تیمی که به سبب قهرمانی در لیگ برتر «تیم ملی کشور»مان شده است (که اکنون می‌خواهد به نمایندگی از کشورمان در مسابقات جهانی شرکت کند) مکلف خواهد بود بسته به نیازی که احساس می‌کند، و به‌منظور مرتفع کردن کاستی‌های تیمش و نیز تقویتِ آن در پست‌هایی که تا حدودی ضعف داشته است و نیز آنکه تا حد ممکن تیم وی مصداق ملی‌بودن آن تیم باشد؛ «دست‌کم  6 و دست‌بالا 10 بازیکن» از سایر تیم‌های لیگ برتری یا دسته‌یکی انتخاب و جایگزین برخی بازیکنانِ ضعیف‌تر تیم خود کند.
2) «کادر فنی تیم ملی» می‌بایست مرکب از «دو مربی تیم‌های دوم و سوم لیگ برتر در همان سال» باشند. با‌این‌حال؛ تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی «سرمربی تیم ملی» و نظرات کادر فنی، صرفاً مشورتی خواهد بود.
3) «سرمربی تیم ملی» و «بازیکنان تیم ملی» هیچ مبلغی برای عضویت در تیم ملی کشور دریافت نخواهند کرد. چراکه صرفِ عضویتِ آنان در این تیم، رهاوردِ مالی هنگفتی برای هریک از آنان به همراه خواهد داشت.
4) هر «مربی» یا هر «بازیکن» که علیرغم دعوت توسط «سرمربی تیم ملی»، به‌هردلیل و انگیزه، از پذیرش دعوت استنکاف و از پیوستن به تیم ملی خودداری کند؛ تا دو‌سال از عضویت در تیم ملی محروم خواهد شد. هرچند که: تیمی که خود در آن عضویت دارد، در دوسال آتی، قهرمان لیگ برتر شده باشد.
5) پس از پایان لیگ و مشخص‌شدن تیم قهرمان، به‌طور طبیعی و بدیهی، ممکن است که برخی بازیکنان از تیم مزبور خارج شده و به استخدام تیم‌های جدید در‌آیند. اما چنین نقل و انتقالی، موجب ازبین‌رفتنِ «حق مکتسبه‌ی آنان برای عضویت در تیم ملی» نخواهد بود.
6) در این زمینه‌ی به‌خصوص؛ سرمربی‌یی «سرمربی تیم قهرمان لیگ» محسوب می‌شود که «دست‌کم دوسوم امتیازات نهایی آن تیم» تحتِ سرمربی‌گری وی به‌دست آمده باشد (برای آنکه مانع «تعویض احتمالی مربی در تیم‌های بالای جدول در هفته‌های پایانی» صرفاً به‌خاطر «کسب مقام سرمربی‌گری تیم ملی» توسط سرمربی جدید و بند و بست‌های احتمالی شویم).


● به منافع این طرح توجه کنید:
1) از آنجاکه عمده‌ی بازیکنان تیم ملی از اعضای یک تیم (تیم قهرمان لیگ برتر) هستند؛ هیچگاه لیگ برتر به‌خاطر سفرهای خارجی و بازی‌های رسمی یا تدارکاتی تعطیل نخواهد شد. بلکه تنها یک تیم، ناچار به انجام بازی‌های عقب‌افتاده‌ی خود خواهد بود (هرکه را طاووس میل است، جور هندستان کشد!).

2) «کلیه‌ی تیم‌های حاضر در لیگ برتر»، از آنجاکه درصورت قهرمانی، خود را در قالب «تیم ملی کشور» خواهند دید؛ انگیزه‌ی مضاعفی برای قهرمانی پیدا می‌کنند. که پیامدهای بسیار مثبتی در کیفیت بازی‌های لیگ به‌جا خواهد گذاشت.

3) چنین فرصتی که به‌طور مساوی به «همه‌ی مربیان» و «همه‌ی بازیکنان» داده می‌شود؛ نوعی رفتار «عدالت‌ورزانه» است. چراکه هیچ‌کس به دلیل مناسباتی که با روسا و مدیران و تصمیم‌گیرندگان دارد، از فرصتی نابرابر با سایرین برخوردار نخواهد بود. بنابراین، بسیاری از فسادهای فعلی و مناسبات ظالمانه و غیرمنصفانه‌ی کنونی، خوبه‌خود مرتفع خواهند شد.

4) ممکن است گفته شود که چنین طرحی، نه در سطح «انتخاب سرمربی»، «کادر فنی» و «بازیکنان» اما در جریان انجام بازی‌های لیگ، منجر به شکل‌گیری برخی مناسبات و روابط و فسادهایی خواهد شد (برای‌ آانکه مثلاً تیم الف، به‌هرترتیب که شده، قهرمان لیگ برتر شود و درنتیجه «تیم ملی» قرار گیرد).

که در این مورد نیز باید گفت:
آولاً) چنان مناسبات و فسادهایی، همین حالا هم وجود دارند! (پس همین‌که در سطح انتخاب سرمربی، مربیان و بازیکنان شاهد «فساد و رابطه» نباشیم بلکه «ضابطه» تعیین‌کننده‌ی آن باشد؛ قدمی بهبودی‌بخش و یک قدم بزرگِ روبه‌جلوست).
ثانیاً) با توجه به «ایجادِ اصلاحاتی ضابطه‌مند در راس و در قله»، و نیز باتوجه به آنکه فرصت‌ها به‌نحو برابر در اختیار تک‌تکِ مربیان و بازیکنان قرار دارد؛ یکایکِ خودِ آنها «به‌منظور حفظ چنین فرصتی برای خود»؛ با جدیتِ تمام خواهند کوشید که از بروز هرگونه انحراف یا شکل‌گیری فساد پیشگیری کرده و یا در صورت وجود، آن را آشکار ساخته و علنی نمایند تا بدین‌ترتیب از دسترسی خود به چنین فرصت مطلوبی مراقبت نمایند. در حقیقت؛ آرام‌آرام و رفته‌رفته؛ نوعی «نظام سلف‌کنترل/ خودکنترل» در لیگ برتر شکل می‌گیرد.

5) موجب تقویتِ «احساس هویت و یکپارچگی ملی» در میانِ ساکنانِ تمام مناطق کشور خواهد شد؛  گرایش‌های جمعی و ملی را تقویت و متقابلاً «احساس حاشیه‌ بودن» را در میان آنان تضعیف خواهد کرد هرچند که به «رقابت‌های سازنده» نیز دامن زده است.

6) یکی از عمده‌ترین دلایل گرایش بازیکنان محلی (که از کیفیت بالا و مناسبی برخوردارند) به عضویت در تیم‌های تهرانی نظیر پرسپولیس و استقلال آن است که احتمال دیدن‌شدن و عضویت در تیم ملی را در موردِ آنان افزایش می‌دهد. طرح مزبور، مرتفع‌کننده‌ی چنین نقصانی نیز هست. چراکه به بازیکنانِ با کیفیت اطمینان می‌دهد که عضویتِ آنان در تیم‌های محلی و شهرستانی، نه فقط باعث کاهش احتمال عضویت‌شان در تیم ملی نخواهد بود، بلکه ممکن است آن را تاحد قابل‌ملاحظه‌ای افزایش دهد.

7) در صورت اجرای چنین طرحی؛ دیگر از این‌همه حرف و حدیث و شایعات و تهمت‌ها و جار و جنجال‌ها در موردِ انتخاب سرمربی تیم ملی، کادر فنی و بازیکنانش خبری نخواهد بود و صحنه‌ی ورزش کشور، تا حد قابل‌ملاحظه‌ای آرام خواهد گرفت.

● بله! از همین حالا هم روشن است که:
1) تا مدتی (که سرانجام مقاومت‌ها شکسته شود) بسیاری که چه عرض کنم، همه‌ی پورسانت‌بگیران و دلالان و مدیران و و روزنامه‌ها و روزنامه‌نگارانی که از وضعیتِ فعلی سود هنگفتی نصیب‌شان می‌شود؛ با این طرح به‌طور جدی مخالفت خواهند کرد.
که طبیعی‌ست. چراکه ایجاد چنین اصلاح بنیادینی در یک ساختار فاسد، با منافع بسیاری از دستندرکاران مخالفت دارد. اما مگر قرار است «اقتدار» چه وقت به‌کار یک ملت بیاید جز آنجا که نظام فاسد و بیماری را اصلاح کند؟!

2) در کوتاه‌مدت، موجب بروز برخی تنش‌ها و بحران‌های «ساختگی / توسط پورسانت‌بگیران، دلالان و ...) یا «طبیعی/ مدیران اقتدارطلب که نمی‌خواهند قدرت خود را از دست بدهند) خواهد شد که ممکن است عوارضی را هم به‌دنبال داشته باشد. اما مگر کدام «جراحی عمیق» دردناک نیست و بدون پرداختِ هزینه امکانپذیر است که این یکی باشد؟!

3) ممکن است چنین استدلال شود که «چنان تیمی، به‌قدر کفایت ملی نخواهد بود». حال آنکه:
اولاً) الزام سرمربی تیم ملی به استفاده از 6 تا 10 بازیکن از میان تیم‌های دیگر و نیز تعیین دو مربی کادر فنی از دو تیم بعدی در جدول نهایی لیگ برتر، مرتفع‌کننده‌ی چنین نقصانی‌ست.
ثانیاً) با توجه به نسبتاً حرفه‌ای‌شدنِ لیگ برتر ایران (به‌نحوی که اکنون همه‌ی تیم‌های شهرستانی، بسیاری از بازیکنان خود را از مناطق دیگر کشور تامین و استخدام می‌کنند)؛ اصولاً چنین ایرادی وارد نخواهد بود.

● من این ایده را به نحو اجمال مطرح کردم. حتا به برخی دیگر از منافع اجرای این طرح نپرداختم. اما روشن است که دستندرکارانی که «حقیقتاً» به‌دنبال اصلاح بنیادین در ورزش کشور هستند (و با زوایای آن هم آشناترند) می‌توانند «آئین‌نامه‌ی مفصل‌تر و مشروح‌تر و دقیق‌تر و نکته‌سنجانه‌تری» تهیه و تنظیم کنند. که اگر چنین کنند؛ خدمت بزرگی به ورزش کشورمان کرده‌اند. از من گفتن بود!

فقط شما را به‌خدا فاتحه‌اش را نخوانید. مثلاً شرط نکنید که سرمربی تیم قهرمان لیگ؛ قبل از دریافتِ حکم، باید با رئیس فدراسیون یا رئیس سازمان ورزش یا رئیس کمیته ملی المپیک نشسته باشد و چای خورده باشد! یا از مسجد محل‌شان گواهی داشته باشد که در تمام سال گذشته، نمازجماعتش را سر وقت خوانده است!

پیام‌ها ارسال به دوستان