Archive
 يك تابوي ديرپاي ديگر هم شكسته شد
Farhad jafari Official WebSite
 
 
 
 
 
1388/11/19
2010/02/08

● دولت محمود احمدی‌نژاد، از جنبه‌های بسیاری «دولت اولین‌ها» و «شکستن تابوهای دیرپا» بوده است. تازه‌ترین خبری که در این باره خواندم این بود که برای نخستین‌بار پس از سه‌دهه، «مرجان کلهر» یک اسکی‌باز زن ایرانی، به مسابقات المپیک زمستانی کانادا فرستاده شده است. این هم از «شکسته‌شدنِ یک تابوی دیگر» که الیگارشی صنفی خانوادگی بنیان‌گذار آن بود. لابد از فرداست که...!

● مدتی پیش، در یکی از برنامه‌های صدای شمای بی‌بی‌سی فارسی انگلیس، می‌دیدم که موضوع بحثش «توطئه و توهم توطئه» و جهتِ کلی آن این بود که بینندگانش را به این نقطه رهنمون شود که [اصولاً توطئه‌ای وجود ندارد که بیگانگان و خارجی‌ها تدارک‌دهنده‌ی آن باشند و خیلی از آنها که معتقد به توطئه‌ی خارجی توسط قدرت‌های بیگانه در کشورشان هستند (حالا ایران یا هرکجای دیگر) دچار «پارانویا» هستند].

همان‌جا به ذهنم رسید که:
اگر به‌فرض مثال، صبح روز 28 مرداد می‌بودم و حضور می‌داشتم؛ با خودم چه فکر می‌کردم؟! فکر می‌کردم «این من‌ام که شاه را بیرون کرده‌ام و مصدق را نشانده‌ام جایش و حالا دارم مصدق را می‌برم و شاه را برمی‌گردانم؟!» یا با خودم فکر می‌کردم «این طراحانِ زیرکِ بازی‌های سیاسی خارجی در کشورهای نفتی خاورمیانه هستند که می‌کوشند از طریق بازی با افکار عمومی، این را ببرند و آن را بیاورند»؟!

که رسیدم به این نتیجه که: «خب اگر آن‌وقت هم بی‌بی‌سی فارسی می‌بود و راهنمایی‌ام می‌کرد؛ می‌فهمیدم که هیچ توطئه‌ای برای براندازی دولت ملی دکتر مصدق وجود ندارد و این من‌ام که بنابه هردلیلی که خودم از آن مطلعم، تصمیم گرفته‌ام مصدق را ببرم و شاه را بازگردانم. و اگر فکر می‌کنم حقیقت چیز دیگری‌ست؛ لابد توهم توطئه دارم»!

بعد با خودم گفتم: «خب اگر این‌طور است؛ پس چرا الان وقتی می‌خواهم به براندازی دولت ملی مصدق اشاره کنم، می‌گویم کودتای انگلیسی- آمریکایی 28 مرداد؟!».

بعدش به خودم گفتم: «لابد من دارم اشتباه می‌کنم. هیچ توطئه‌ای که نمی‌توانسته در کار باشد!». اما وقتی خوب فکر کردم؛ دیدم که پنجاه‌شصت سال پس از آن ماجرا، تقریباً از هرکس که بپرسی، از هر جریان سیاسی ِ چپ و راست و دینی و غیردینی هم که بپرسی (تا حتا این روزها اگر از برخی سلطنت‌طلب‌ها هم که بپرسی!) بهت خواهند گفت: «28 مرداد، یک کودتای انگلیسی علیه دولت ملی دکتر مصدق به دلیل ملی‌کردن صنعت نفت بود».

خلاصه گیج شده بودم که: «بالاخره توطئه هست، نیست... پارانویا دارم، پارانویا ندارم؟!» که دستِ آخر به این نتیجه رسیدم که: «هرچه بی‌بی‌سی فارسی انگلیس بگوید همان است. اگر می‌گوید هیچ دولتِ خارجی‌یی منافعی در ایران ندارد که به‌خاطرش این دولت را ببرد و آن دولت را بیاورد؛ لابد همانطور است که او می‌گوید»!

● جالب بود که «نخست‌وزیر محبوب دهه‌ی نورانی شصت!» (که به‌خاطر خودِ 13 آبان بیانیه نداده بود/ چون مجبور بود مقادیری احساساتِ ضدامریکایی بروز بدهد و این می‌توانست شمار راهپیمایانِ سبز در 13 آبان را به‌طور جدی کاهش دهد) روز بعدش (که دیگر تاثیری در شمار تظاهرکنندگان نمی‌توانست داشته باشد) یک اعلامیه‌ی شدید و غلیظ و مشحون از ادبیاتِ ضدآمریکایی صادر کرد و در فرازی از آن مدعی شد که: [به‌نظرم اگر روسیه و انگلستان هم آن میزان جنایاتی را که آمریکا در ایران مرتکب شده است مرتکب شده بودند؛ آنگاه ایرانیان، به‌جای حمله به سفارت آمریکای جنایتکار، به سفارت‌های روسیه و انگلستان حمله‌ و آن‌ها را تسخیر می‌کردند/ نقل به مضمون].

می‌دانید جالبی‌اش کجاست؟!
جالبی‌اش اینجاست که اگر از هر محصل بچه‌دبیرستانی این مملکت هم که بپرسی؛ بهت خواهد گفت که تاریخ معاصر ایران در دویست سال گذشته، مشحون از خیانت‌ها و جنایت‌ها و تجاوزها و اشغالگری‌ها و پیمان‌شکنی‌ها و تحمیل قراردادهای استعماری خانمان‌سوز به ایران و مردم ایران توسط دولت‌های «روس» و انگلیس (و حتا «اتحادِ جماهیر شوروی»)ست.

امروز از قول ایشان (در مصاحبه‌ی تازه‌اش) این‌طور خواندم: [از آخوند خراسانی داریم که وقتی بحث روس و انگلیس را مطرح می‌کند و در پاسخ به عده‌ای که می‌گویند "چرا بعضی از مشروطه‌طلبان، در سفارت انگلیس هستند؟!" که بحث مفصلی دارد؛ می‌گوید که "اگر قرار باشد فلان کار را نکنیم چون به نفع انگلستان است و کار دیگری را نکنیم چون به نفع روسیه است، هیچ‌کاری نمی‌توانیم انجام دهیم. چون هرکاری صورت گیرد، کشورهای دیگری از آن نفع خواهند برد"].

 
ادامه ارسال به دوستان